العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

22

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

28 - احتجاج به همين اسناد دو نفر راوى ( يوسف بن محمد و على بن محمد بن سيار ) گويند ما در حضور حضرت عسكرى عليه السّلام بوديم يكى از اصحاب حضرت گفت . مردى از برادران شيعه مبتلا شده به آزمايشها و سؤالهائى از طرف جهال در موضوع امامت و او را در پاسخگوئىهاى خود سوگند ميدهند و اين مسأله را با من در ميان گذاشت و از من راه چاره‌اى خواست . من گفتم مثلا چه ميگويند ؟ گفت مثلا به من ميگويند . آيا عقيده دارى كه فلانى پس از پيامبر امام و خليفه است ؟ من ناچار بايد بگويم ( نعم ) بلى و اگر چنين نگويم مرا ميزنند و مجروحم مينمايند تازه وقتى گفتم بلى ميگويند قسم بخور و بگو و اللَّه . من به آن برادرمان گفتم تو وقتى ميگوئى ( نعم ) مقصودت يكى از چهارپايان باشد يعنى نعم من الانعام چهارپائى از چهارپايان و حيوانات از قبيل شتر - گاو - گوسفند . كه البته از نظر ظاهر نعم گفته‌اى و تصديق كرده‌اى كه فلانى امام و خليفه است ولى در واقع معناى ديگر نعم را قصد كرده‌اى ( حيوانى از حيوانات ) و نيز گفتم وقتى به تو ميگويند قسم بخور و بگو و اللَّه البته و اللَّه را بگو ولى قصدت قسم نباشد و منظورت اين باشد كه و اللَّه وليى خدا ولى و سرپرست من است چون آنها تشخيص نميدهند و قصد تو را نمىفهمند و در نتيجه هم راست گفته‌اى و هم سالم مانده‌اى . آن برادر ما به من گفت اگر اين جهال و نادانان تحقيق و دقت كردند و گفتند خوب بگو و آشكار بگو و هاء و اللَّه را واضح بگو در اينجا چه كنم ؟ گفتم اشكالى ندارد هاء را واضح بگو ولى هاء را مضموم بخوان ( و اللَّه ) كه در صورتى كه هاء را مرفوع خواندى سوگند حساب نميشود چون هنگامى كه بعنوان قسم و سوگند اين كلمه گفته شود هاء ( اللَّه ) بايد مجرور خوانده شود ( و اللَّه ) . اين صحبت‌ها را كرديم و اين آقا رفت پس از مدتى برگشت و گفت بله حضرات آمدند و سؤالهائى در همان موضوعات از من نموده و مرا سوگند دادند . من هم همان طورى كه شما ياد داديد پاسخگوئى كردم و خلاص شدم . پس از اين مذاكرات . حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود . تو آنچنانى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده كه الدال على الخير كفاعله . كسى كه به كار خوبى راهنمائى و دلالت كند در پاداش مانند كسى است كه آن عمل خير را انجام داده . حضرت فرمود . خداوند براى اين رفيق شما كه تقيه و توريه كرد ثواب زيادى مقرر ساخت . بتعداد تمام شيعيان و دوستانى كه تقيه كرده و بتعداد آنهائى كه تقيه نكرده‌اند براى اين دوست شما حسنات نوشت كه كمترين آن حسنات اگر در برابر گناه صد سال قرار گيرد آن گناهان بخشوده مىشود . و براى تو هم بپاداش ارشاد و راهنمائى نظير همين پاداش و اجر هست . 29 - سرائر عبد اللَّه بن بكير از حضرت صادق عليه السّلام در بارهء كسى كه مىآيند در خانهء او و اجازهء ورود و ملاقات ميخواهند . اين شخص بكنيزش ميگويد . بگو اينجا نيست